‫ یک روز در مدرسه مُرتسکولان؛ لوند/ سوئد

خاطرات یک روانشناس-قسمت دوم

نکته ی جالبی که در مدرسه وجود داشت آزادی عملی بود که به معلم داده می شد. معلم ها می توانستند هر روشی که می خواستند برای تدریس استفاده کنند. حتی می توانستند کتاب هایی که برای هر درس توسط آموزش و پرورش سوئد تنظیم شده بود را در کلاس استفاده نکنند. اما یک کتاب وجود داشت که در آن به معلم ها گفته می شد که مثلا یک کلاس سومی باید در درس ریاضی تا پایان سال چه مهارت هایی را کسب کرده باشد. اینکه با چه روش این مهارت ها به دست می آمد را معلم تعیین می کرد که در نهایت باید دانش آموزان را به آن سطح تعیین شده می رساند. این رویه آزادی عمل بی نظیری به معلمان می داد و خلاقیت آنان را نیز تشویق می کرد.

درباره ی مسائل جنسی تا کلاس ششم به آنها آموزش خاصی داده نمی شود و در واقع این وظیفه ی پدر و مادر است که در این مورد به آنها آموزش دهند. هر چند آموزش های کلی مانند مالکیت بر بدن و اینکه کسی اجازه ندارد به آنها بی اجازه دست بزند از همان پیش دبستانی در کنار آموزشهای دیگر به آنها داده می شود، به گونه ای که این موضوع برای آنها درونی می شود. پاتریک می گفت که او به عنوان یک مرد حق ندارد هیچ دانش اموزی (چه پسر چه دختر) را بغل کند یا دستش را بگیرد. یا زمانی که بچه ها در حال عوض کردن لباس های خود هستند، وارد رختکن شود.
در مدارس سوئد هیچ تفاوتی در آموزش دخترها و پسرها وجود ندارد. به عنوان مثال هر دو هم کلاس خیاطی دارند و هم کار با چوب. هیچ کتاب متفاوتی با هم ندارند و در شرایطی کاملا برابر بزرگ می شوند. هیچ بازی و یا رفتاری به عنوان دخترانه یا پسرانه بودن توصیه نمی شود و در مدارس ممنوع است. این رویه از دهه ی 70 میلادی در مدارس سوئد اعمال می شود. کریستینا و پاتریک نیز معلمهای رشد یافته در آن سیستم آموزشی بودند.

به همین دلیل است که در سوئد زن ها را به کرات در هر شغلی که در کشورهای جهان سوم مردانه محسوب می شوند، می توانید ببینید. برابری فرصت ها برای زنان و مردان وجود دارد و موانع قانونی قوی در مقابل هر گونه تبعیض میان زن و مرد وضع شده است. زمانی که زنی زایمان می کند به او 6 ماه مرخصی زایمان و به همسرش نیز 6 ماه مرخصی داده می شود. این سیاست باعث می شود که زن و مرد هر دو در کنار هم، در پرورش فرزندشان مشارکت کنند. به همین دلیل، در اینجا به همان اندازه که زنان کالاسکه به دست می بینید، به همان اندازه هم مردانی را مشاهده می کنید که در حال راندن کالاسکه ی کودک خود هستند.

از جمله کلاس های اجباری در مدرسه، کلاس موسیقی، هنر و رقص بود. در کلاس موسیقی بچه ها با نُت ها آشنا می شدند و آشنایی ابتدایی با سازهای مختلف را پیدا می کنند. یکی از فعالیت های در کلاس هنر ساخت انیمیشن با تکنیک استاپ موشن بود. آنها در کلاس هنر شاخه های زیادی را از طراحی گفته تا نقاشی و انیمیت کردن، مجسمه سازی و... را کار می کردند.

بچه ها در مدرسه صبحانه و ناهار می خورند. در سلف غذاخوری یک گوش الکتریکی وجود داشت که نشان می داد بچه ها تا چه اندازه می توانند بلند صحبت کنند. در صورتی که صدای شان بیش از اندازه بود آن گوش قرمز می شد.


نظرات

بدون نظر
شما برای نظر دادن باید وارد شوید